تبليغاتX
For Your Heart
 

 Image and video hosting by TinyPic

Only For You

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم ،مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌ساز دلتنگي مي زني، من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد،اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من هم مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته من می شنوم، من می فهمم ،من می میرم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:18  توسط Ali&Z | 

بادبادک اوج گرفت ، نخ از دست کودک رها شد،كودك پي بادباك دويد.بادبادك خائن بالا وبالا رفت.بادبادك خنديد.كودك گريست وحس كرد اولين رنج خيانت را.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:6  توسط Ali&Z | 

در مرز نگاه من
از هرسو
دیوارها
بلند،
دیوارها
بلند،
چون نومیدی
بلندند.
ایا درون هر دیوار
سعادتی هست
وسعادتمندی
و حسادتی؟-
که چشم اندازها
از این گونه مشبکند
و دیوارها ونگاه
در دور دست های نومیدی
دیدار می کنند،
و آسمان
زندانی است
از بلور؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:9  توسط Ali&Z | 

همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام اندیشه اوست
نمی بینم به غیر از دوست اینجا
خدابا این منم یا اوست اینجا ؟
 

فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:55  توسط Ali&Z | 

با همه دلواپسی هام
چشم به در مونده نگاهم
بغض دلتنگی و حسرت
پیچیده تو سینه آهم
آروم آروم پاگذاشتی
تو شبای سرد و تیره
میگی فرصتی نمونده
واسه عاشقی چه دیره
ولی من هم نفس تو
شایدم هم قفس تو
ندونستم چه کوتاهه
عمر این یک هوس تو

 شعر:هاله جهان پيكر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:27  توسط Ali&Z | 
اگه پایان هر احساس پاكی
باید كه بشكنه یه دل تو سینه
اگه بعد از همه روزای آفتابی و آبی
شب تار جدایی در كمینه
نمیخوام دل ببندم
به روز صاف و روشن
كسی تو این زمونه
یه رنگ نمونده با من

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:11  توسط Ali&Z | 

جایی به من بدهید
 دورترین دلتنگی آدمی با من است
گفته بودم
روزی باران دریا را خیس خواهد کرد
و تلخ ترین روز ماه خواهدرسید
و تلخ ترین تبخیر
آسمان را سیاه خواهد کرد
جایی به من بدهید
تمام دلتنگی آسمان با من است
گفته بودم
شبی ماه آب خواهد شد
و تمام پنجره ها غریب
و زمین تنها خواهد مرد
جایی به من بدهید
تمام تنهایی زمین با من است
گفته بودم روزی
تمام عکس هایمان را از زندگی پس می گیریم
گفته بودم دیگر
 از آسمان هواپیمایی نمی گذرد
و هیچ مسافری به جهان نمی رسد
و ما با چترهای بسته به دنیا می اییم
و با چترهای باز به خواب می رویم
 جایی به من بدهید
شاید یکی از میان ما
شب کوچکی از نخستین شادمانی را به یاد آورد
شب کوچکی که زیر ماه
شب کوچکی کنار چند شعر ساده ی روشن
شب کوچکی میان تمام شب های دنیا
شبی که ابتدای کلمات بود
جایی به من بدهید
 جایی برای خندیدن
 جایی برای خیره شدن
شب کوچکی از تمام دنیا با من است

شعر:هيوا مسيح

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:40  توسط Ali&Z | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اين وب براي علي و z
است.ما هر دو اين وب را نوشتيم،
براي دوستيمان و به ياد هم.
شايد اين وب پلي باشد ميان600
كيلومتر فاصله بين ما.

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
به روز ترين مطالب،عكسها و آهنگها
وب سايت فيلم هاي كره اي
درويش وعشق پاكش
فرصت كشيدن يك هنرمند
نرم افزارهای روز
مبين طب
دین زرتشت آیین آزادگی و اختیار
سوشیانس عزيز (آزاد روح)
دخترهای زیبا
راه زندگي
گودزیلا پی اچ پی + شعر هایم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Image and video hosting by TinyPic

مبین طب